تبليغاتX
Yeki mesl hichkas

Yeki mesl hichkas

و  خوب میدانم : تا وقتی برفهای روی شانه هایم را نتکانم ….بهار نمی اید

پس بهارم

حالا که برفها رفته اند بیا

کوچه ی برفی

چه شبها تا سحر نام تو را از دل صدا کردم

دلم را با جنون بی کسی ها آشنا کردم

نفهمیدم چه رنگی دارد این شبهای شیدایی

که قلبم را فقط با خاطراتت مبتلا کردم

چه حسی بود در قلبم شبیه کوچه ی برفی

به راه کوچه ی برفی تو را از خود جدا کردم

نفهمیدم که می میرم نباشی مثل پروانه

ترا من در ته این کوچه ی برفی رها کردم

چه شبها تا سحر در خلوتی بیرنگ

نشستم مو به موی خاطراتت را سوا کردم

به پای قاصدک بستم صبوری را شبیه گل

نوشتم به روی گل که من بی تو چه ها کردم

خبر دادی که می آیی سوار شاپرک در باد

بیا ای اوج زیبایی که غم ها را رها کردم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 14:46 توسط fatemeh|

سعی کن مثل خورشـــــــــید زیاد نور نـــدی چون همه از نــورت استفاده

می کنن ولی اصلا نـــگات نمی کنن؛

سعی کن مثل ســــتاره کم نــور بدی تا همه تو خلــوت شباشون دنبالـــت

بگـــردن

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 14:38 توسط fatemeh|

لیاقت میـــــــــخواهد واژه ی / مــــا / شدن



لیاقت میخــــــــواهد / شریک /شدن




تو خوش باش به همیــــن / با هم بودن / های


امـــروزتــــــ


من خوشــــــــــــم به خلـــو ت تـــنهاییام


تـــــــــو بخند به امــــروز

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 13:9 توسط fatemeh|

روحم را که باد می برد

ندیدی

من چگونه

در لابلای سرگردانی زمان

دست و پا میزدم

و خودم را گم کرده بودم ...

هنوز پیدا نشده ام ...

هنوز تا هنوز

سفر درازی در پیش است

و خستگی راه مرا می آزارد ....

این روح سر گشته ...

نه دیگر مجالی نمانده است

با تو هم سخنی بگویم ...

بگذار و بگذر

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:42 توسط fatemeh|


آخرين مطالب
» ...
»
» خوش باش
» بگذار و بگذر
» حقیقت واقعی ...
»
»
» تنهایی
» با هم بودن امروزی ها ...
» حوادث یهویی

Design By : Pichak

كد ماوس