خانه سرخ
خانه سرخ و کوچه سرخ است و خيابان سرخ است
آري از خون پهنه ي برزن و ميدان سرخ است
ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است
خانه سرخ و کوچه سرخ است و خيابان سرخ است
آري از خون پهنه ي برزن و ميدان سرخ است
ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است
تا گل خوني فرياد در اين باغستان
ساقه از ضربه ي شلاق زمستان سرخ است
وحشتي نيست از انبوه مسلسل داران
تا در اين دشت غرور کينه داران سرخ است
رو سياه است اگر اين شب مردم کش بد
تا دم صبح وطن سينه ي ياران سرخ است
با تو سرسبزي از ايثار سيه پوشان است
اي مسلط دستت از خون شهيدان سرخ است
ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است
تا گل خوني فرياد در اين باغستان
ساقه از ضربه ي شلاق زمستان سرخ است
وحشتي نيست از انبوه مسلسل داران
تا در اين دشت غرور کينه داران سرخ است
رو سياه است اگر اين شب مردم کش بد
تا دم صبح وطن سينه ي ياران سرخ است
با تو سرسبزي از ايثار سيه پوشان است
اي مسلط دستت از خون شهيدان سرخ است
ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است
.....................................................
باز می نویسم از تنهای هایم
تا حالا شده اونقدر تنها باشیی که هر چقدر داد بزنی
کسی صداتونشنو
تا حالا شده به جاده زندگی نگاه کنی ولی به غیر از تاریکی
بی انتهاچیزی نبینی
تا حالا شده بغض گلوت اونقدر بزرگ بشه که راه نفس
کشیدنت روهم ببنده
تا حالا شده حتی از دست خدا هم دل گیر باشی .........؟؟؟
……………………………………….
آخرینم در زندگی ، خستگی و تنهایست
به پایانم ببر که آینده ای در انتظار من نیست

سقوط
وقتی که گل در نمیاد
سواری اینور نمیاد
کوه و بیابون چی چیه
وقتی که بارون نمیاد
ابر زمستون نمیاد
این همه ناودون چی چیه
حالا تو دست بی صدا
دشنه ی ما شعر و غزل
قصه ی مرگ عاطفه
خوابای خوب بغل بغل
انگار با هم غریبه ایم
خوبیه ما دشمنیه
کاش من و تو می فهمیدیم
اومدنی رفتنیه
تقصیر این قصه ها بود
تقصیر این دشمنا بود
اونا اگه شب نبودن
سپیده امروز با ما بود
کسی حرف منو انگار نمی فهمه
مرده زنده , خواب و بیدار نمی فهمه
کسی تنهاییمو از من نمی دزده
درده ما رو در و دیوار نمی فهمه
واسه ی تنهاییه خودم دلم می سوزه
قلب امروزیه من خالی تر از دیروزه
سقوط من در خودمه
سقوط ما مثل منه
مرگ روزای بچگی
از روز به شب رسیدنه
دشمنیا مصیبته
سقوط ما مصیبته
مرگ صدا مصیبته
مصیبته حقیقته
حقیقته حقیقته
تقصیر این قصه ها بود
تقصیر این دشمنا بود
اونا اگه شب نبودن
سپیده امروز با ما بود
.........................................................
ای خدای من دیگه به پایان رسیدم به پایان آنچه که بودم ....
می خواهم به دیار تو کوچ کنم ... من در این دیار تنهای
وبرهوت محبت
خواهم بود ولی بدون روح وقلبم. روحم را پیش تو می فرستم تا
مورد آمرزش تو قرار گیرد.و قلبم را بری همیشه به خاک
می سپارم تا دیگر دلی برای دل بستن نداشته باشم
خدایا چرا حقی از زندگی نداشتم
خدایا معشوقه ام را به تو می سپارم
خدایا حق من این نبود
خدایا
روح و جسمم را از این دنیا ببر

آهاي مردم دنیا
آهاي مردم دنیا
آهاي مردم دنيا
گله دارم گله دارم
من از عالم و آدم گله دارم
آهاي مردم دنيا
آهاي مردم دنيا
گله دارم گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم گله دارم
شما که حرمت عشق رو شکستين
کمر به کشتن عاطفه بستين
شما که روي دل قيمت گذاشتين
که حرمت عشق رو نگه نداشتين
آهاي مردم دنيا
آهاي مردم دنيا
گله دارم گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم گله دارم
فرياد من شکايت يه روح بي قراره
روحي که خسته از همه زخمي روزگاره
گلايه من از شما حکايت خودم نيست
براي من که از شما سوختن و گم شدن نيست
اگه عشقي نباشه آدمي نيست
اگه آدم نباشه زندگي نيست
نپرس از من چه آمد بر سر عشق
جواب من به جز شرمندگي نيست
آهاي مردم دنيا
آهاي مردم دنيا
گله دارم گله دارم
من از عالم و آدم گله دارم
آهاي مردم دنيا
آهاي مردم دنيا
گله دارم گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم گله دارم
..............................................................................
اگه آدم از دست خدا گله داشته باشه باید به کی بگه .... ؟؟؟
کمی با من مدارا کن
کمی با من مدارا کن
که خود را با تو بشناسم
من گم را تو پیدا کن
تو را از شب جدا کردم
تورا از قصه آوردم
نمی شد با تو بد باشم
نمی شد از تو برگردم
کمی با من مدارا کن
صبوری کن تحمل کن
من گم را تو پیدا کن
من نه از برگم نه از جنگل
نه از باران نه از شبنم
نه آن تعمیدی رودم
نه آن مریم ترین مریم
منم هم سقف دیروز
که عطر خانگی دارم
که دستان تو را باید
به شام سفر بسپارم
اگر سختم اگر دشوار
اگر سیل مصبیت بار
اگر تلخم اگر بیمار
منم از عشق تو بسیار
من آن همه خون آن همه گریه
که بغض اش را به دریا داد
که از اوج پریدن ها
بر این ویرانه ها افتاد
کمی با من مدارا کن
صبوری کن تحمل کن
من گم را تو پیدا کن
ستاره آی ستاره
ستاره آی ستاره چشام اشکی نداره
دیگه پیداش نمیشه نمیآدش دوباره
دیگه دوستم نداره من و تنها میذاره
آخه گوش کن ستاره آی ستاره
دل عاشق خریداری نداره
خدایا اون و با عشق ومحبت آشنا کن
به درد این دل دیوونه من مبتلا کن
بیا بشنون گل مهر وفا رو توی سینه ش
من و از دست دلتنگی وتنهای رها کن
آخه گوش کن ستاره آی ستاره
دل عاشق خریداری نداره
اگه عشقی نباشه دلی رسوا نیست
دل پاک مثل شیشه دیگه پیدا نمی شه
دیگه دنیا ستاره برام دنیا نمی شه
آخه گوش کن ستاره آی ستاره
دل عاشق خریداری نداره
شهرایار قنبری
................................................................



