نیلوفر
از مرز خوای می گذشتم
سایه تاریک یک نیلوفر
روی همه این ویرانه فرو افتاده بود
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟
در پس درهای شیشه ای رویاها
در مرداب بی ته ایینهها
هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بود م
یک نیلوفر روییده بود
گویی او لحظه لحظه در تهی من می ریخت
و من در صدای شکفتن او
لحظه لحظه خودم را می مردم
بام ایوان فرو می ریزد
و ساقه نیلوفر بر گرد همه ستونها می پیچد
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟
نیلوفر رویید
ساقه اش از ته خواب شفافم سر کشید
من به رویا بودم
سیلاب بیداری رسید
چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم
نیلوفر به همه زندگی ام پیچیده بود
در رگهایش من بودم که می دویدم
هستی اش درمن ریشه داشت
همه من بود
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟
********************************************
زندگی زیباست وقتی زیبا ببینید
به نظر شما زندگی چه رنگیه .... ؟؟؟

زیبا .... ؟؟

تکراری ....؟؟؟

یا بی رنگ ..... ؟؟؟
به نظر شما زندگی چه رنگیه ... ؟؟؟
بانوی شرقی
ای طلا بانوی ناب خاوری
بسه تن دادن به نا برابری
چه کسی گفته من از
چه کسی گفته تو از من کمتری
شرم قصه ی منه سکوت من
بی سبب هرگز نبود غروب تو
من شریک جرم آزار تو ام
در لباس یاور و محبوب تو
زخمی باغ عدن جفت من، نیمه ی من
اسم پرشکوهتو با غرور فریاد بزن
زخمی باغ عدن جفت من، نیمه ی من
اسم پرشکوهتو با غرور فریاد بزن
نازنین از قفس بیزار من
جای تو گوشه ی خاموشی نبود
همدل و همراه من خونه ی تو
پشت پرده ی فراموشی نبود
قصه ی حوا رو بسپار دست باد
بذار این افسانه رو باد ببره
گرچه باد از نفس افتاده هم
این فریب کهنه رو نمی خره
زخمی باغ عدن جفت من، نیمه ی من
اسم پرشکوهتو با غرور فریاد بزن
تو همونی که به بیداری رسید
وقتی باد اومد صدامو ببره
چه کسی گفته که تو سفره شب
سهم خورشید من از تو بیشتره
من تموم کردم کلام درد تو
بعد از این نوبت توست بانوی من
این صدا و این ترانه مال تو
بی گذشت از غفلت من حرف بزن

زخمی باغ عدن جفت من، نیمه ی من
اسم پرشکوهتو با غرور فریاد بزن
زخمی باغ عدن جفت من ،نیمه ی من
اسم پرشکوهتو با غرور فریاد بزن


