بنویس
تو که دستت به نوشتن آشناست
دلت از جنس دل خسته ي ماست
دل دريا رو نوشتي همه دنيا رو نوشتي
دل ما رو بنويس
تو که دستت به نوشتن آشناست
دلت از جنس دل خسته ي ماست
دل دريا رو نوشتي همه دنيا رو نوشتي
بنويس هر چه که ما رو به سر اومد
بد قصه ها گذشت و بدتر اومد
بگو از ما که به زندگي دچاريم
لحظه ها رو ميکشيم نمي شماريم
بنويس از ما که در حال فراريم
توي اين پائيز بد فکر بهاريم
دست من خسته شد از بس که نوشتم
پاي من آبله زد بسکه دويدم
تو اگر رسيده اي ما رو خبر کن
چرا اونجا که توئي من نرسيدم
تو که از شکنجه زار شب گذشتي
از غبار بي سوار شب گذشتي
تو که عشقو با نگاه تازه ديدي
بادبان به سينه ي دريا کشيدي
بنويس از ما که عشقو نشناختيم
حرف خالي زديم و قافيه باختيم
بگو از ما که تو خونمون غريبيم
لحظه لحظه در فرار و در فريبيم
دل ما رو بنويس............
**************************************

تو اگر رسيده اي ما رو خبر کن
چرا اونجا که توئي من نرسيدم
؟؟؟؟؟


