تبليغاتX
--«( دریا در من )»--

--«( دریا در من )»--

و این نیز بگذرد !!!
چی بگم ؟
 

بعضی از دوستان می پرسن چرا حرف تازه ای برای گفتن نداری ؟؟ 

من در جواب می گم :

چی بگم ؟؟

چی بگم وقتی که آفتاب نمی تابه وقتی بارون نمی باره

وقتی مرغ زخمی شب روی دیواره خونمون میناله

وقتی دیوار به دستی نمی لرزه

دل سلاخی از این حوض پر از خون نمی ترسه

چی بگم ؟

زندگی با این همه غم نمی ارزه

چی بگم وقتی قناری تو بهارم نمی خونه

وقتی حوضا پُر از خون دستای بستس

شعر آزادی رو هیچکس نمی خونه

چی بگم ؟

با تو آسون می شد از دست سیاهی ها گریخت

رو به سوی ظلمت شب های بی فردا گریخت

بی تو ای

آزادی

ای والا کلام

گر نباشی در میان باید که از دنیا گریخت

 

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت2:14 بعد از ظهرتوسط -< رهگذر >- |